ولایت امیرالمؤمنین(ع)در خطبه های حضرت زهرا

دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) پس از رحلت رسول خدا (ص) و غصب فدک، در میان گروهی از زنان مدینه به مسجد رسول اللَّه (ص) آمده و در آنجا خطبه ی پر محتوایی را ایراد
کرد و مردم را متأثر ساخت و آن چنان عاطفه ی مردم را تحریک کرد که تاریخ نظیر آن را ندیده است. (۴۵۰)
در این خطبه پس از حمد خدا و درود بر پیامبر؛ آنگاه که به اصل مطلب می پردازد، در چندین جا سخن از مولای متقیان به میان آورده و از شخصیت بی نظیر او تعریف و توصیف کرده است.
اینک فرازهایی چند از جملات آن حضرت را در این باره تقدیم خوانندگان عزیز می نماییم:
ایها الناس!
اعلموا انی فاطمه و ابی محمد … فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابی دون نسائکم و اخا ابن عمی دون رجالکم.

ای مردم!
بدانید که من فاطمه دختر محمد (ص) هستم، اگر بخواهید پدرم را خوب بشناسید، خواهید دید که رسول خدا (ص) پدر من است، نه پدر زنان شما و برادر پسر عمویم علی (ع)، نه برادر مردان شما …
قابل توجه است که فاطمه (س) نه تنها علی (ع) را برادر پیامبر خدا می داند، بلکه به عکس رسول خدا (ص) را برادر امیرالمؤمنین (ع) می داند. (دقت فرمایید). سپس در جای دیگر خطبه می فرمایند:
قذف اخاه فی لهواتها، فلا ینکفی ء حتی یطأ صماخها باخمصه و یخمد لهبها بسیفه، مکرودا فی ذات اللَّه، مجتهدا فی امراللَّه، قریباً من رسول اللَّه، سیداً فی اولیاء اللَّه، مشمراً، ناصحاً، کادحاً …
پیامبر خدا (ص) برادرش علی (ع) را به خطرناک ترین مراحل جنگ و مبارزه می فرستاد و او نیز بر نمی گشت، مگر اینکه با شجاعت خود دشمن را مغلوب کند و شر آتشین آنان را با شمشیرش خاموش سازد.
علی (ع) آنقدر در راه خدا تلاش کرد که فرسوده شد و در امر الهی کوشید، مردی بود که محرم رازهای پیامبر (ص) به حساب می آمد، او سرور اولیاء اللَّه، آماده جهاد و خدمت، دلسوز مردم، پرتلاش و فعال بود …
مطرح کردن این صفات والا آن هم در محضر جمع آشفته و پر غوغای غاصبین بسیار ارزشمند و برای منافقین کوبنده بود، تا جایی که خلیفه ی اول، در آغاز سخنانش – در جواب فاطمه (س) – به برتری امیرالمؤمنین (ع) و اخوت او با رسول خدا (ص) اعتراف می کند.
و در خطبه ای که فاطمه (س) برای زنان مدینه ایراد کرد، صریحاً فرمود:
و ما الذی نقموا من ابی الحسن؟
نقموا منه واللَّه نکیر سیفه و قله مبالاته بحتفه و شده و طأته و نکال و قعته و تنمره فی ذات اللَّه واللَّه لو تکافوا عن زمام نبذه رسول اللَّه الیه لاعتلقه و لساربهم سیراً سجحا، لایکلم خشاشه و لا یتعتع راکبه و لاوردهم منهلا صافیا …
چه باعث شد از امیرالمؤمنین (ع) اعراض کنند؟
اعراض نکردند مگر به خاطر شمشیر او که سران مشرکین را درو کرد و به اینکه او نسبت به مرگ بی اعتنا بود و در جنگ آن چنان پیش می رفت که دشمنان را می گرفت و می کشت و برای رضای خدا خشم می گرفت …
سوگند به خدا اگر زمام خلافت را که رسول خدا (ص) در اختیار علی (ع) قرار داده بود، از کف او خارج نمی ساختند، وی مردم را بدون مشکل پیش می برد و قافله را سالم به مقصد می رسانید و هیچ درد و رنجی متوجه آنان نمی شد، ولی …
فاطمه (س) در این فراز به طور صریح از ولایت به حق امیرالمؤمنین (ع) که از جانب خدا، پیامبر اسلام در اختیار وی قرار داده، سخن به میان آورده و مسیر صحیح خلافت علوی را ترسیم نموده و سپس به ستمهای وارده از سوی حکومت غاصبین پرداخته است …
برگرفته از کتاب دانستنی های فاطمی نوشته آقای علی غزالی اصفهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *