اذان نیمه تمام بلال بعد از پیامبر

(بلال) موذن پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بود. پس از رحلت آن حضرت بدعتهایی که در اذان گذاشتند، او از اذان دادن امتناع کرد و گفت: من به کسی بعد از رسولخدا اذان نخواهم گفت. روزها بدین گونه گذشت، فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله اظهار داشت: «دلم برای اذان بلال تنگ شده، دوست دارم اذان او را بشنوم…»
بلال به خاطر خشنودی- فاطمه علیهاالسلام که خشنودی خداست- شروع به اذان کرد و چون اللَّهاکبر گفت، فاطمه علیهاالسلام به یاد پدر و ایام او افتاد که روزهای خوشی بود، آنگاه که به نام آن حضرت رسید و گفت: اشهد ان محمدا رسولاللَّه صلی اللَّه علیه و آله. [۴۰۳] .
فاطمه علیهاالسلام با شنیدن نام مبارک پیامبر صدا به ناله بلند کرده و با صورت به زمین افتاده و غش کرد. مردم جریان را به گوش بلال رسانده و گفتند: بلال! اذان را ادامه نده، که دختر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله دنیا را ترک گفت.
بلال اذان را نیمه تمام گذاشت و به سراغ فاطمه علیهاالسلام آمد. آن حضرت چون بیدار شد، درخواست کرد، بلال اذان را به پایان برساند، ولی او اعتذار نموده و گفت: یا فاطمه! ای سرور زنان عالم! میترسم خطری تو را تهدید کند. لذا فاطمه علیهاالسلام از درخواست خود منصرف گشت.
این واقعهی تاریخی میرساند که فاطمه علیهاالسلام چه روزهای تلخی را میگذارانید و چه تحول نامطلوبی پیش آمده بود و چگونه روزگار دختر پیامبر خدا سیاه گردیده بود، که آن حضرت با مقایسهی ایام پدر و پس از رحلت او، آن چنان متاثر و به حالت غشوه میافتاد.
[ صفحه ۲۳۴]
برگزیده کتاب تحلیل سیره فاطمه زهرا (س) نوشته آقای علی اکبر بابا زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *