تغییر نقشه غاصبین خلافت امام علی

به عنوان آخرین حربه قرار بر این شد که با انکار فوت رسول خدا صلی الله علیه و آله مانع خلافت علی علیه السلام شوند تا این که دو نفر از انصار مخفیانه از سقیفه خارج شده و خود را به عمر و ابوبکر رسانده و آن دو را در جریان گذاشتند. [۹۷] ابوبکر که یکی از مغزهای طراح این باند بود متوجه شد که می توان خلافت را این گونه هم ربود. این بود که بلافاصله نقشه را تغییر داد و پس از دیدار از جنازه ی پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خارج شد و عمر را دید که شمشیر کشیده و فریاد می زد: «به خدا سوگند! پیامبر نمرده، او زنده است و برمی گردد و هر کس که بگوید او مرده، با همین شمشیر او را خواهم کشت». وی را به آرامش دعوت کرد و آنگاه ادامه داد: ای کسی که سوگند یاد می کنی، هر کس محمد صلی الله علیه و آله را می پرستید پس او مرده است و هر کس خدا را می پرستد پس او نمی میرد. خداوند فرموده: (انک میت و انهم میتون) و فرموده (افان مات او قتل انقلبتم
[ صفحه ۶۸]
علی اعقابکم). [۹۸] و بدین وسیله او را متوجه ساخت که نقشه عوض شده و این در حالی بود که «عمرو بن زائده» همین آیات را برای عمر خوانده بود، اما او قانع نشده بود. [۹۹] .
عمر تا این آیات را از زبان ابوبکر شنید خود را به غش زد، او را به بیرون جمعیت بردند. مردم به عزاداری و علی علیه السلام و اهل بیت نیز به دفن و تجهیز پیامبر صلی الله علیه و آله مشغول گردیدند. مثلث ابوبکر، عمر و ابوعبیده، با شتاب خود را به سقیفه رساندند و در راه قرارها را گذاشتند و اگر ابوعبیده، در زمان عمر به سبب طاعون نمرده بود بدون شک خلافت به عثمان نمی رسید، و همین گونه است «سالم مولی حذیفه» این دو نفر از اصحاب صحیفه بودند و عمر خود بارها از مرگ این دو اظهار تأسف می کرد.
[ صفحه ۶۹]
برگرفته از کتاب چشمه در بستر نوشته آقای مسعود پور سید آقایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *