علت هجوم به خانه فاطمه(ع)

این بی حرمتی به خانه وحی می تواند علل گوناگونی داشته باشد ، اما مهمترین علت و انگیزه ای که آن ها را وادار به چنین کاری کرد مسئله گرفتن بیعت از علی (ع) بود ، که اگر این کار را نمی کردند ، بسا در آینده برای خودشان ایجاد مشکل می کرد .
و این مسئله به روشنی دلالت دارد ، اگر نگوییم هدف آنان به انزوا کشاندن اهل بیت از صحنه سیاست و خلافت اسلامی بود . به این که نه تنها حق ادعای خلافت و رهبری مسلمین را ندارد بلکه به عنوان یک مسلمان باید با خلیفه مسلمین بیعت کند و شاید این مسئله مهمتر از اصل بیعت کردن بود ، زیرا در همان زمان بسیاری از مردم همانند سعد بن عباده و دیگران بیعت نکردند ، اما نه تنها به خانه شان هجوم نشد ، بلکه مورد اعتراض هم قرار نگرفتند . این جاست که باید عده ای اعرابی و خشونت طلب و بدور از عاطفه و اخلاق اسلامی همانند مغیره بن شعبه را پیدا کرده و از آن ها در جهت شکستن حریم اهل بیت استفاده کرد .
آغاز ماجرا
عمر بن ابی المقدام از پدرش از جدش نقل کرده که گفت :
در سقیفه بنی ساعده در طرف راست ابوبکر نشسته بودم و مردم با او بیعت می کردند ، در این جا عمر بن الخطاب به او رو کرد و گفت : در صورتی که علی (ع) با تو بیعت نکند ، هیچ کاری از پیش نبرده ایم ، کسی را به سراغ علی فرستاده و دستور ده تا بیاید و با تو بیعت کند .
ابوبکر به قنفذ دستور داد تا به خانه علی (ع) رفته و او را برای بیعت فرا خواند .
قنفذ به در خانه علی (ع) آمده گفت : اءعجب خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله . علی فرمود : لاءسرع ما کذبتم علی رسول الله صلی الله علیه و آله ما خلف رسول الله صلی الله علیه و آله اءحدا غیری ؟
به ندای خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ گوی . علی (ع) فرمود : چه زود بر رسول خدا صلی الله علیه و آله دروغ گفتید . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هیچ خلیفه و جانشینی غیر از من قرار نداده است !
قنفذ برگشته و سخن علی (ع) را به ابوبکر گزارش داد .
ابوبکر گفت ، به نزد او رفته بگو : ابوبکر تو را خوانده و می گوید : بیا و بیعت کن زیرا تو فردی از مسلمانان هستی .
علی (ع) این بار در پاسخ فرمود : پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داده تا پس از او از منزل خارج نشوم مگر کتاب خدای را جمع بنمایم . . . (۱۵۱)
علامه طبرسی می نویسد : هنگامی که علی (ع) به قنفذ اجازه ورود به خانه را نداد ، وی به مسجد برگشته ، اظهار داشت : لم یاءذن لنا .
عمر گفت : اگر به شما اجازه داد که چه بهتر و اگر اجازه نداد ، بدون اذن و اجازه علی (ع) وارد خانه او شوید .
بار دیگر به سوی خانه فاطمه (ع) رفته و اجازه ورود خواستند ، فاطمه (ع) فریاد زد : اجازه نمی دهم وارد شوید . در این جا کسانی که همراه قنفذ بودند برگشتند و او هم چنان پشت در خانه فاطمه (ع) ماند ، آنان به نزد عمر آمده و گفتند : فاطمه (ع) اجازه نداد ، در این جا عمر به خشم آمده ، گفت : ما لنا و للنساء؛ ما را با زنان چه کار است ، سپس به گروهی که در اطرافش بودند دستور داد تا مقداری هیزم همراه خود برداشته و خود نیز مقداری هیزم برداشته و در اطراف منزل فاطمه قرار گرفتند . و در آن منزل علی (ع) و فاطمه (ع) و فرزندانشان بودند .
این جا بود که عمر فریاد برآورد به گونه ای که علی بشنود و گفت : برای بیعت با خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله بیرون می آیی یا خانه ات را بر تو بسوزانم . . . (۱۵۲)
و این بار فاطمه سخن گفت
مورخین نوشته اند : وقتی که فاطمه صدای عمر را شنید خود به پشت درب آمده و فرمود : مردمی بدتر از شما سراغ ندارم ، جنازه رسول خدا را در نزد ما رها کرده ، خود رفتید و امر خلافت را بین خود تمام کردید ، و هیچ حقی را برای ما در نظر نگرفتید ، گویا از سخن پیامبر در روز غدیر خبری ندارید .
سوگند به خدا در آن روز پیامبر ولایت را برای علی بیان داشت تا امید شما را قطع نموده و دستتان را از خلافت کوتاه کند . . . (۱۵۳)
سپس با صدای بلند پدر را مخاطب قرار داده ، فرمود : یا رسول الله صلی الله علیه و آله ما ذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافه ؛ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله چه مصیبتهایی پس از تو از سوی فرزند خطاب و فرزند ابی قحافه دیدیم . (۱۵۴)
ناله جان سوز فاطمه (ع) و اظهار شکایت او از برخورد غیر منطقی و نفرت آمیز عده عرب جاهلی و از خدا بی خبر بسیاری از مسلمانان را به شدت متاءثر کرده و بنا بر نقل ابن قتیبه برگشتند ، در حالی که به شدت می گریستند(۱۵۵) و برخی دیگر از شدت ترس سکوت کرده زیرا با شکستن سکوت و دفاع از اهل بیت ، زیر دست و پای جلادان از بین می رفتند .
بدین جهت جز عده ای که خود را آماده کرده بودند ، بقیه به خاطر رعب و وحشت و یا به جهات دیگر علی (ع) را تنها گذارده و فاصله گرفته بودند .
آری هرگز این ناله ها در دل های سخت تر از سنگ برخی ، کوچکترین اثری نداشته ، و لحظه به لحظه آتش کینه های آنان شعله ور شده و برای دست یابی به علی (ع) گام های بعدی را به اجرا گذاردند .
برگرفته از کتاب بانک جامع حضرت زهرا سلام الله علیها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *