اقتدا و توسل به حضرت زهرا (س)

از مناقبی که وجود مقدس حضرت زهرا (س) با پدر و همسر و فرزندانش مشترک است، در اهتدا و اقتدا و تمسک است، یعنی هدایت یافتن و پیروی کردن مردم از آنان و در موقع نیاز، متوسل شدن به آنان.
انس بن مالک روایت می کند:
«صلی بنا رسول اللَّه (ص) صلوه الفجر، فلماانفتل من الصلوه اقبل علینا بوجهه الکریم.
فقال:
معاشر المسلمین، من افتقد الشمس فلیستمسک بالقمر و من افتقد القمر فلیستمسک بالزهره و من افتقد الزهره، فلیستمسک بالفرقدین.
فقیل:
یا رسول اللَّه، ما الشمس و القمر و ما الزهره و ما الفرقدین؟
فقال:
انا الشمس و علی القمر و فاطمه الزهره و الحسن و الحسین الفرقدان و کتاب اللَّه لا یفترقان حتی یردا علی الحوض». (۷۹۰)
«روزی پیامبر اکرم با ما نماز صبح به جای آورد و پس از فراغت از نماز روی مبارکش را به سوی ما گردانید:
و فرمود:
ای جماعت مسلمانان، هر کس که آفتاب را از دست بدهد، پس باید به ماه تمسک جوید و در فقدان ماه دست به دامان زهره شود و اگر زهره را نیابد به دو ستاره فرقدان پناه آورد. از پیامبر اکرم سؤال شد که یا رسول اللَّه مقصود از آفتاب و ماه و زهره و فرقدان (دو ستاره نورافشان) چیست؟
فرمود:
من آفتابم، علی ماه و فاطمه زهره است و دو ستاره حسنین هستند. آنان با کتاب خدا دو دستاویز بشرند و همواره بهم پیوسته اند و هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند».
روایت فوق را ابو اسحاق ثعلبی در عرائس نقل کرده است.
نطنزی نیز در الخصائص العلویه این روایت را بدین گونه نقل می نماید که حضرت رسول (ص) فرمود:
«اطلبوا الشمس، فاذا غابت، فاطلبوا القمر و اذا غاب القمر فاطلبوا الزهره و اذا غابت الزهره، فاطلبوا الفرقدین. قلنا:
یا رسول اللَّه، من الشمس؟
قال:
انا. و من القمر؟
قال:
علی. فمن الزهره؟
قال فاطمه. قلنا:
فمن الفرقدان؟
قال:
الحسن و الحسین». (۷۹۱)
«آفتاب را بیابید و اگر آفتاب غروب کرد، ماه را طلب کنید. در صورتی که ماه از نظرها پنهان شد، زهره را بطلبید و اگر زهره ناپدید شد دو ستاره فرقدین را بجویید.
سؤال شد یا رسول اللَّه مقصود از شمس و قمر و زهره فرقدین چه کسانی هستند؟
فرمود:
من آفتابم، علی ماه و فاطمه زهره است و حسن و حسین دو ستاره فرقدان».
این روایت را با عبارات دیگر از جابر بن عبداللَّه نقل کرده اند که حضرت رسول فرمود:
«اهتدوا بالشمس، فاذا غابت الشمس فاهتدوا بالقمر و اذا غاب القمر فاهتدوا بالزهره و اذا غابت فاهتدوا بالفرقدین. فقیل:
یا رسول اللَّه من الشمس؟
قال:
انا.
-: من القمر؟
-: علی بن ابی طالب
-: من الزهره؟
-: الزهراء (س)
-: و الفرقدان؟
-: هما الحسنان». (۷۹۲)
روایت مورد بحث را جمعی از دانشمندان شیعه نیز از جابر بن عبداللَّه نقل کرده اند.
شیخ صدوق نیز در معانی الاخبار این حدیث را ذکر نموده است با این تفاوت که به جای کلمه ی «اهتدوا» کلمه ی «اقتدوا» آورده است.
در اکثر این روایات که از شیعه و سنی منقول است گفتار پیامبر با این جمله خاتمه می یابد: «کتاب خدا و عترت من بهم پیوسته است و هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند».
و خود این مطلب موضوع بسیار فوق العاده و مهمی است. (۷۹۳)
از روایات مذکور کاملا روشن است که حضرت صدیقه (س) در مراتب و مناقب گفته شده، هم ردیف رسول اکرم، امیرالمؤمنین و حسنین (ع) است و در مقام تمسک، اهتدا و اقتدا همانند آنان می باشد و اگر در ولایت عصمت نظیر پیامبر اکرم، علی و حسنین (ع) نبود، امر هدایت یافتن و پیروی مردم از او و توسل هر بشری در مشکلات به او، کاری بیهوده و گزاف می بود.
حضرت زهرا (س) یکی از ذخائری است که حضرت رسول اکرم (ص) بعد از خود باقی گذاشته است و در این باره می فرماید:
«انی مخلف فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی».
«من در میان شما دو وزنه سنگین باقی می گذارم، کتاب خدا و خاندان من».
و حضرت صدیقه (س) یک تن از عترت پیامبر و زهره ای است که در مدار عصمت و ولایت، با شمس و قمر و فرقدین هم رتبه و هم درجه است، اگر چه نور شمس و قمر بر نور زهره غلبه دارد و با وجود خورشید و ماه نمی توان نور زهره را مشاهده کرد و گوئی پیامبر اکرم با تقدم و تاخر اسامی پنج تن در همه روایات و با ترتیب مشخص و معین می خواهد بیان فرماید که امیرالمؤمنین (ع) از زهرا (س) افضل است و مقام زهرا (س) تالی و بلافاصله بعد از امیرالمومنین است و اگر چنین نبود، شایسته بود که اول نام حضرت زهرا (س) ذکر شود. ترتیب اسماء پنج تن، در آسمانها، در عرش، در کرسی، در جنت و در سایر مواقف که نوشته شده و یا مورد خطاب خدایی بوده اند به همین سبک و نسق بوده است.
رسول خدا در هر جا که سخن از پنج تن است، ابتدا نام خودش را ذکر می کند، بعد امیرالمؤمنین (ع) و سپس حضرت صدیقه (س) را و در تمام اخبار و احادیث این ترتیب اسماء مراعات شده است، لذا معلوم می شود که مقام حضرت زهراء (س) تالی و بلافاصله بعد از امیرالمؤمنین (ع) است، اگر چه، پنج تن در مناقب و فضائل و مطالبی که گفته شد، هم ردیف، هم درجه و یکسانند، با وجود این مقام آنان در مراتب و مدراج دیگر ممکن است با هم اختلاف داشته باشد، ولی آنچه محققا از ترتیب اسامی آنها در کلام پیامبر (ص) می توان استفاده کرد، این است که رسول اکرم (ص) دارای عالیترین مقام و امیرالمؤمنین پس از پیامبر و حضرت زهرا (س) بعد از او، حسنین پس از فاطمه (س)، صاحب والاترین مقام در جهان آفرینش هستند.
و ما این مطلب را نیز ثابت خواهیم کرد که حضرت زهرا (س) از یازده امام دیگر افضل تر و برتر می باشد و اگر جز این یک منقبت، فضیلت دیگری در شان او نبود، همین برای اثبات مقام ولایت آن حضرت کافی بود.
پیامبر اکرم (ص) برای امت خود، نمونه ها و یادگاریهای پاینده ای بعد از خودش بر جای نهاده است:
یادگاریهایی که در هر زمان و مکان، در زمینه های علمی، عملی، تمسکی، اقتدایی و اهتدایی و … جوابگوی جمیع نیازهای بشری باشند.
حضرت صدیقه (س) در تمام شئون مذکور سهیم و مشترک است، به عبارت دیگر چنان که علی بن ابی طالب (ع) مقتدای ما، هادی ما، رهنمای ما و ولی ماست، عینا حضرت زهرا (س) نیز همانگونه است، نه تنها برای ما مسلمانان، بلکه برای جمیع بشر از اولین و آخرین.
دشمنی و دوستی با حضرت زهرا (س) مانند دشمنی و دوستی با پیامبر (ص) است ابن عباس روایت می کند:
«ان رسول اللَّه (ص) کان جالسا ذات یوم و عنده علی و فاطمه و الحسن و الحسین.
فقال:
اللهم انک تعلم ان هولاء اهل بیتی و اکرم الناس علی، فاحبب من احبهم و ابغض من ابغضهم و وال من والاهم و عاد من عاداهم و اعن من اعانهم و اجعلهم مطهرین من کل دنس، معصومین من کل ذنب و ایدهم بروح القدس منک، ثم قال:
یا علی، انت امام امتی و خلیفتی علیها بعدی و انت قائد المومنین الی الجنه و کانی انظر الی ابنتی فاطمه قد اقبلت یوم القیامه علی نجیب من نور، عن یمینها سبعون الف ملک و بین یدیها سبعون الف ملک و عن یسارها سبعون الف ملک و عن خلفها سبعون الف ملک، تقود مومنات امتی الی الجنه … – الی ان قال:
– و انها السیده نساء العالمین. فقیل یا رسول اللَّه:
اهی سیده نساء عالمها؟
فقال (ص):
ذاک مریم بنت عمران، فاما ابنتی فاطمه فهی سیده نساءالعالمین من الاولین و الاخرین و انها لتقوم فی محرابها فیسلم علیها سبعون الف ملک من الملائکه المقربین و ینادونها – بما نادت به الملائکه مریم – فیقولون:
یا فاطمه، ان اله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساءالعالمین. ثم التفت الی علی (ع) فقال:
یا علی ان فاطمه بضعه منی و هی نور عینی و ثمره فوادی، یسوونی ما اساءها و یسرنی ما سرها و انها اول من یلحقنی من اهل بیتی، فاحسن الیها بعدی … – الی ان قال:
اللهم انی اشهدک انی محب لمن احبهم و مبغض لمن الغضهم و سلم لمن سالمهم و حرب لمن حاربهم و عدو لمن عاداهم و ولی لمن والاهم».
«روزی پیامبر اکرم (ص) نشسته بودند و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) نیز حضور داشتند، دعای آن حضرت در میان آن جمع چنین بود:
بارالها، تو خوب می دانی که اینان خاندان من و عزیزترین مردم نزد من هستند، پس محبان و دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنی فرما و یارانشان را اعانت بنما، اینان را از جمیع ناپاکیها پاک و مبرا بدار، از جمیع گناهان بر کنار و مصون و محفوظ نگاه دار و از جانب خود به روح القدس تاییدشان فرما …»
(روایات بسیار از ائمه اطهار (ع) در موارد مختلف نقل شده است که می فرماید:
معصومین روحی دارند غیر از روح عموم بشر، که هیچ انسانی در داشتن این روح – که در جمیع اخبار آن را روح القدس می نامند – با آنان هم ردیف نیست.
روح القدس همان روحی است که در سایه آن پیامبر اکرم (ص) صاحب ولایت است.
این همان روح قدسی است که با داشتن آن علی (ع) حضرت امام حسن و امام حسین و امامان دیگر از اولاد حسین (ع) بر همه مردم ولایت دارند. این همان روح است که به تایید پیامبر اکرم (ص)، حضرت صدیقه (س) نیز دارنده آن است و با داشتن این روح، آن حضرت هم ولیه اللَّه می باشد).
ابن عباس روایت را از قول پیامبر اکرم (ص) چنین ادامه می دهد:
یا علی، بعد از من، جانشین من و امام و رهبر امت من هستی. تو پیشقدم و پیشرو اهل ایمان به سوی بهشتی و گوئی اکنون در نظرم مجسم است و می بینم که دخترم فاطمه (س) در روز قیامت سوار بر ناقه ای از نور است، در حالی که هفتاد هزار ملک از جانب راست، هفتاد هزار از طرف چپ او، هفتاد هزار از پیش روی و هفتاد هزار از پشت سر او همراهیش می کنند. او پیشگام زنهای مؤمن است که همراهش به سوی بهشت می روند.
… یا علی، تو پیشوای مردان مؤمن امت من می باشی و دخترم فاطمه سالار زنان با ایمان امت من و رهبر آنان به سوی بهشت است، به درستی که او بانوی بانوان جهان است.
عرض شد:
یا رسول اللَّه، آیا بانوی بانوان در زمان خودش؟
پیامبر فرمود:
سیده زنان در زمان خودش مریم بنت عمران بود، ولی دخترم فاطمه بانوی بانوان جهان و سرور زنان عالم از اولین و آخرین است.
این فاطمه است که آنگاه که در محراب عبادت می ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام و درود می فرستند و – همانگونه که مریم را مخاطب قرار دادند – ندا می کنند:
یا فاطمه، خدای تعالی تو را از میان جمیع زنان عالم انتخاب کرد و تو را از همه آلودگیها پاک و منزه گردانید. آنگاه رسول اکرم رو به سوی علی کرد و فرمود:
یا علی، به درستی که فاطمه پاره تن و جان من است؛ اوست نور چشم من و میوه قلب من؛ آنچه زهرا را ناپسند آید، مرا نیز ناپسند است و آنچه او را مسرور کند، مرا هم شاد و خرسند می نماید. او نخستین کسی است که از خاندانم به من خواهد پیوست. یا علی بعد از من، تا توانی به او نیکی کن … سپس پیامبر اکرم این چنین دعا نمودند: بارالها، من تو را گواه می گیرم، که دوست می دارم آن کسی را که اینان را دوست بدارد و دشمن می دارم شخصی را که با اینان دشمنی کند؛ هر فردی با اینان از در صلح و آشتی درآید، من هم با او در سلم و صفا خواهم بود و هر کس که با این چهار تن در جنگ باشد من نیز با او در ستیزم؛ من دشمن کسانی هستم که با اینان دشمنی کند و دوست کسانی هستم که آنان را دوست بدارد».
با در نظر گرفتن روایت شریفه مذکور، حضرت صدیقه (س) به طور یقین صاحب ولایت کبری است زیرا هرگز معقول نیست که دشمنی و یا دوستی با او همانند عدوات و یا محبت نسبت به پیامبر (ص) باشد و آنچه فاطمه (س) را غمگین و یا مسرور می گرداند، حضرت رسول (ص) را نیز محزون و یا شاد نماید، ولی او صاحب مقام ولایت نباشد.
و اگر حضرت صدیقه (س) در ولایت، در عصمت و در جمیع حالاتش در ردیف پدر (ص) و همسر و دو فرزندش نمی بود، هرگز پیامبر اکرم (ص) مطالب مذکور را بیان نمی کرد. رسول خدا که سخن بی حساب و گزاف و بیهوده نمی گوید، تمام گفتارش «ما ینطق عن الهوی – ان هو الا وحی یوحی» (۷۹۴) است، آنچه می گوید وحی الهی است، آنهم در مقامی که خدا را شاهد سخنان خود قرار می دهد.
گویی پیامبر اکرم (ص) از جانب خدا مامور به ابلاغ این مراتب و فضائل است، که خدا را در گفتار خویش گواه می گیرد، چنانکه در انجام نبوت و ابلاغ رسالتش، در مواقف متعدد شاهد قرار داده است و از مردم نیز اقرار و اعتراف می خواهد و می پرسد و خواستار جواب صریح آنان می باشد:
«… هل بلغت؟ … بلی بلغت».
سؤال می فرماید آیا رسالت خودم را انجام دادم؟
و سپس جواب می شنود:
بلی ابلاغ کردی. همانگونه که در غدیر خم هنگام ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) را شاهد می گیرد و از مردم اعتراف و اقرار می خواهد … اللهم اشهد … بارالها شاهد باش … چنین بنظر می رسد که وجود مقدس پیامبر (ص) پیوسته خود را مسئول و مامور ابلاغ ولایت فاطمه (س) نیز می داند و گوئی احساس می کند که همواره مورد سؤال و بازخواست حضرت حق تبارک و تعالی است که آیا ولایت زهرا (س) را ابلاغ کردی یا نه، لذا آن حضرت به طور مکرر، در گفتار خویش ضمن برشمردن فضائل فاطمه (س) و تشریح شئون ولایتی او، بارها خدا را گواه می گیرد که بارالها؛ شاهد باش: آیا ولایت زهرا (س) را ابلاغ کردم؟
آیا پیغام را رساندم؟
حق مطلب را به خوبی ادا کردم؟
نتیجه دیگری که می توان از روایت مذکور گرفت این است که حضرت رسول (ص) در قسمتی از سخنانش خطاب به علی (ع) چنین می فرماید:
«انها اول من یلحقنی من اهل بیتی … فاحسن الیها …».
«یعنی یا علی، اولین کسی که از خاندان من به من ملحق خواهد شد. دخترم فاطمه است، پس تا توانی به او نیکی بنما» و این ودیعه رسالت را نگهداری کن، لذا می بینیم قصد امیرالمؤمنین (ع) همیشه و در تمام حالاتش برآوردن خواهش پیامبر اکرم (ص) و در نتیجه تحصیل رضایت و آسایش خاطر زهرای اطهر (س) است؛ البته نه تنها از این جهت که همسر والامقام او دختر گرامی رسول خدا (ص) است، بلکه بیشتر از این نظر که فاطمه (س) ولیه اللَّه است و علی خود را نسبت به او موظف و مسئول و متعهد می داند و متقابلا حضرت زهرا (س) نیز نسبت به امیرالمؤمنین (ع) که ولی اللَّه است، عیناً همین احساس وظیفه و مسئولیت را به حد اعلی دارا می باشد و این دو وجود مقدس، هر یک در حفظ و نگهداری و مراعات شخصیت آن دیگری کمال سعی و کوشش را به کار برده اند. لیکن اگر این مطلب به دقت مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد، روشن می شود که حالات دفاع و مجاهدت زهرا (س) در حفظ و صیانت امیرالمؤمنین (ع) بی نظیر و بسیار فوق العاده بوده است؛ تحقیقاً اگر پیامبر اکرم (ص) نگاهداری و دفاع از حریم ولایت امیرالمؤمنین (ع) را مؤکدا به زهرا (س) سفارش می کرد – که سفارش فرموده است -، هرگز رفتاری بهتر و برتر از روش فاطمه (س) امکان پذیر نبود.
از خود گذشتگی و فداکاری و ایثار او در مراقبت و نگهداری شئون ولی اللَّه الاعظم امیرالمؤمنین (ع) بی نظیر بود.
زهرا (س) در این راه وجود خود را کاملا فراموش کرده بود و همواره همت والای او مصروف حفظ حرمت علی (ع) و پیوسته در فکر کمال مراقبت و حسن انجام تعهد اسلامی خود در برابر مقام منیع ولایت بود و همین توجه بی نظیر و بصیرت و معرفت کامل فاطمه نسبت به شئون ولایت همسر عالی مقامش نشانگر مرتبه عالی ولیه اللهی خود آن حضرت می باشد. (۷۹۵)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *