حضرت فاطمه و تحمل کمبودها و مشکلات زندگی

۱- حضرت زهراء روزی در خدمت پدر از مشکلات زندگی و کمبودهای رفاهی سخن به میان آورد و عرض کرد:
ای رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) من و پسر عمویم چیزی از وسایل رفاهی ندایم مگر پوست گوسفندی که شبها بر روی آن می خوابیم و روزها بر روی آن شتر خود را علف می دهیم .
رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمود: دخترم صبر و تحمل داشته باش ، زیرا موسی بن عمران ده سال با همسرش زندگی کرد در حالی که فروشی جز یک قطعه عبای قطوانی نداشتند.
۲- روزی دیگر رسول گرامی بر دخترش فاطمه علیه السلام وارد شد و از نزدیک وضع زندگی آنان را مشاهده نمود، پس فرمود: فاطمه جان ! در چه حالی به سر می بردی ؟
پاسخ داد: یا رسول الله ! حال و وضع ما همین است که می نگرید. با عبایی زندگی می کنیم که نصف آن فرش زیر ماست که بر روی آن می نشینیم و نصفی دیگر، رو انداز ما که بر روی خود می کشیم .
۳- زمانی دیگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) پرسید: فاطمه جان ! چرا رنگ تو پریده است ؟ چرا رنگ فرزندانم حسن و حسین دگرگون شده است ؟ فاطمه علیها السلام عرض کرد: پدرجان ! سه روز است که غذا نخورده ایم ، حسن و حسین علیه السلام از شدت گرسنگی بی تاب شده اند، هم اکنون مانند جوجه های پراکنده از شدت گرسنگی به خواب رفته اند.
۴- روزی فرزندان فاطمه علیها السلام جد بزرگوارشان را جلوی درب منزل دیدند، به سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله ) شتافتند و بر روی دوش رسول خدا جای گرفتند و گفتند: یا رسول الله ! گرسنه ایم ، به مادرمان بگو قرص نانی به ما بدهد تا رفع گرسنگی نمائیم . پیامبر داخل منزل آمد و خطاب به فاطمه علیها السلام فرمود: دخترم به دو فرزندم طعام بده ، پاسخ شنید: پدرجان ! در خانه ما چیزی به جز برکت وجود رسول خدا وجود ندارد. (۱۶۵)
برگرفته از کتاب الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام )نوشته خانم حلیمه صفری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *